فیلم ,پیرمرد ,میکند ,عماد ,رعنا ,میگوید ,آقای فرهادی ,فیلم فروشنده ,خانواده پیرمرد
آقای فرهادی مخاطبی که به سینما می آید (جیگر) نیست.
با نهایت احترام به آقای فرهادی و طرفداران ایشان آقای فرهادی فیلمساز جهانی ما در فیلم جدیدش شعور مخاطب را زیر سوال می برد و تا حدودی فیلم را فقط برای تمام شدن میسازد و صد البته فروختن.
مخاطب وقتی از سینما بیرون می آید با انبوهی از سوالات مواجه است سوال هایی نظیر تجاوز رخ داده یا نه؟چرا اگر پیرمرد متجاوز مریض است میتواند آن همه کار سخت را انجام دهد؟ چرا پیرمرد جورابش را در می آورد و جا میگذارد؟
حال قبل اینکه به تحلیل این سوالات بپردازیم لازم است بگوییم فیلمساز سینما را با چیستان اشتباه گرفته و از چالش هایی که در ذهن مخاطب بی جواب می ماند لذت می برد.
در قسمتی از فیلم رعنا میگوید اتفاقی رخ نداده است در قسمتی دیگر میگوید کاش مرده بودم  در این میان پیرمرد نیز میگوید ببخشید وسوسه شدم.
سراغ مصاحبه ی خود فیلمساز که میرویم ایشان میگوید چمیدانم مگر من در حمام بودم؟ خب ژس چطور انتظار دارد مخاطب بفهمد و با چه هایی که در سر دارد از سالن خارج نشود.مگر مخاطب در حمام بوده یا مگر دوربین داخل حمام را نشان داده؟
پیرمرد که وارد خانه میشود تغییر وسایل و دکوراسیون را نمیبیند مستقیم به سمت حمام میرودو بدون معطلی و صبر به داخل حمام میرود پیرمرد ناتوان داستان مت در صحنه ی تجاوز همچون جئان رعنایی از پس کارش بر می آید و بعد هم با سرعت محل را ترک میکند.جالب است که ژیرمرد با وجدان با این که میداند که این بار تجاوز کرده است باز هم پول را روی دکور میگذارد و میرود.همسایه میگوید دنبالش کردم اما نتوانستم او را بگیرم پس چه جالب که پیرمردی که توان دو طبقه بالا رفتن از پله را ندارد مانند آهویی میدود و فرار میکند.
به سکانس قبل از تجاوز برگردیم. رعنا با تلفن با عماد صحبت میکند و به او سفارش خرید میدهد یک دقیقه بعد آیفون زنگ میخورد رعنا هم بدون هیچ مشکل و صبری در را باز میکند و بی درنگ وارد حمام می شود.
حال در سکانس آخر عماد پیرمرد را گیر می اندازد و در خانه ای که در اول فیلم تخریب شد او را زندانی میکند.
عماد که می آید مظلوم نماهای پیرمرد شروع میشودخدا را شکر که تمام مشکلات با یک ببخشید حل میشود.
حال رعنا که تمام فیلم از حادثه مینالد به شوهرش میگوید که اگر به خانواده پیرمرد بگویی دیگر نه من نه تو.چه حس بخشش زیبایی.
سکانس رسیدن خانواده پیرمرد و اوج فیلم فارسی بازی های زن پیرمرد و گفتن از تنها عشق زندگی اش.نگاه های تهدید آمیز رعنا به عماد که مبادا عماد موضوع را بگوید و پیرمرد برای کار کوچکی که انجام داده مجازات شود .
آری شاید در کشور ما مجازات یک تجاوز یک سیلی باشد که اگر این باشد دیگر وای به حال زنان جامعه.
در صحنه بعد از تجاوزی که هنوز نمیدانیم صورت گرفته یانه چون در حمام نبودیم همسایه ها به خانه رعنا می آیند و او را غرق در خون در حمام میبینند و همسایه ای دنبال پیرمرد میکند هم طبق روال این فیلمنامه ی پر حفره از خیر زنگ زدن به پلیس میگذرد و اورا به بیمارستان میبرند و مسئولین بیمارستان هم همکاری خوبی با فیلمساز میکندد و به پلیس خبر نمیدهند تا عماد مانند قیصر به دنبال متجاوز و انتقام بیوفتد.
حال تماشاگر با این همه سوال از سینما خارج می شود این همه سوال که چه اتفاقی افتاد و چرا این مشکلات به این راحتی حل شد و فیلم تمام شد. آیا این سردر گمی ها هنر فیلمساز است یا خلاء های موجود در داستان و فیلمنامه.
و حل جواب برخی که میگویند اگر فیلم ضعیف است چرا اینقدر میفروشد؟
پاسخ ساده است در داغ بودن بازار سریال شهرزاد زوج اصلی این فیلم در فیلم فروشنده  ایفای نقش میکنند.قبل از اکران شدن گرفتن جایزه کن (که بحث درباره این موضوع را به بعدا میسپاریم) گذشته و کارنامه ی خوب اصغر فرهادی در ایران باعث میشود فیلم بهتر بفروشد و متاسفانه باید بگوییم فرهادی نیز برای گیشه فیلم ساخته است.
فیلم در شخصیت پردازی ضعیف است هیچ کدام از شخصیت ها با معرفی وارد داستان نمیشوند.ریتم فیلم بسیار کند و حوصله سربر است.
از بازی خوب ترانه علیدوستی و علی الخصوص شهاب حسینی نمیتوان صرف نظر کرد. شروع نه چندان خوب و پایان بسیار بد که میتوانیم به صراحت بگوییم فیلمنامه تا فیلمنامه شدن هنوز خیلی راه دارد.
نویسنده نقد : سعید راشدی
منبع اصلی مطلب : سینما ایران و جهان
برچسب ها : فیلم ,پیرمرد ,میکند ,عماد ,رعنا ,میگوید ,آقای فرهادی ,فیلم فروشنده ,خانواده پیرمرد
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : نقد و بررسی فیلم فروشنده